ابو القاسم راز شيرازى
130
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
در نظر عبد ؛ و اين نيست مگر به سبب جهل او به حقارت و فناء دنيا ، و غفلت از دوام خيرات كثيرهء آخرت و عزّت درجات قرب پروردگار . و جهل و غفلت دليل است بر خفض و منكوس بودن قلب . پس صفات ثلاثهء عجب و رياء و حرص از جنود و عساكر جهلاند و جهل دليل قوى است بر خفض قلب . و علامت وقوف قلب در سلوك الى اللّه سه چيز است ؛ اوّل : زائل شدن حلاوت و شيرينى طاعت است ؛ زيرا كه اگر عبد را سلوك قلبى به سوى حقّ جلّ و علا سريع باشد « آنا فآنا » « 18 » فيض تازه از رحمت پروردگار به او مىرسد - « كما ورد فى الاحاديث القدسيّة » « 19 » : من تقرّب الىّ شبرا تقرّبت اليه ذراعا ؛ يعنى كسى كه نزديكى كند به من به عبادت به قدر يك وجب ، نزديكى كنم من به او به رحمت به قدر يك ذراع « 20 » - در ادراك فيض ، كام قلبش شيرين مىشود . و هرگاه حلاوت طاعت را نيافت دليل بر انقطاع فيض است از عبد و انقطاع فيض پروردگار دليل بر انقطاع سلوك است و انقطاع سلوك معنى وقوف قلب است از سلوك الى اللّه . پس زوال حلاوت طاعت ، دليل است بر وقوف قلب ؛ چنانكه حقّ تعالى مىفرمايد : اوّل كارى كه به علماء محبّين دنيا مىكنم آنست كه حلاوت طاعت خود را از ايشان باز مىدارم و آن به سبب انقطاع است از سلوك الى اللّه و وقوف قلب آنها بر محبّت دنيا . و ثانى : عدم مرارت « 21 » معصيت است ؛ زيرا كه در حال سرعت سير در سلوك الى اللّه ، معصيت عايق و مانع است در طريق الهى ، و
--> ( 18 ) - لحظهبهلحظه ( 19 ) - چنان كه در احاديث ( 20 ) - ساعد يا بازو كه آن از نظر طول تقريبا دو وجب است ؛ كنايه از آنكه هرگاه سالك ، همچند وجبى بسوى من آيد من دو چندان بسوى او مىآيم . ( 21 ) - تلخى